![]() |
|
01 – عشق من باش [192] [128] [64] [24] |
![]() |
![]() |
|
| گالری موزیک 09379654212 |
|
بازم سلام
یادتون نره نظر بدین در تولد دوباره هم یاری کنید کامران ۰۹۳۷۹۶۵۴۲۱۲ |
|
+ نوشته شده در
88/08/06ساعت 6:18 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
+ نوشته شده در
88/08/06ساعت 5:54 قبل از ظهر توسط کامران |
|
بهنام صفوی – عشق من باش
|
||
|
+ نوشته شده در
88/08/06ساعت 5:41 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
+ نوشته شده در
88/08/06ساعت 5:40 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
+ نوشته شده در
88/08/06ساعت 5:39 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
+ نوشته شده در
88/08/06ساعت 5:33 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
سلام دوستان
من دوباره آمدم پیش شما عزیزان
خیلی خوشحالم
دوستان منو یاری کنید واسه تولدی دوباره
کامران
09379654212
|
|
+ نوشته شده در
88/08/06ساعت 5:21 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
زندگي
چون قفسي است قفسي تنگ پر از تنهايي و چه خوب است لحظه غفلت آن زندانبان بعد از ان هم پرواز....
|
|
+ نوشته شده در
86/12/13ساعت 3:21 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
86/12/12ساعت 12:11 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
کاش دیواری نبود حرف، بن بستی نداشت جای پای زندگی هموار بود یک نسیم بر سبزه زاران می وزید جویباران جاری احساس بود شرم از بالا به پایین می رسید شور و شوق زیستن پایان نداشت کاش در سینه بجز پاکی نبود بغض می گریم، ولی شادم هنوز ماتم مردن چرا باید کشید با امید اینک بیا باور کنیم کاش طرز، زیستن پیدا کنیم |
|
+ نوشته شده در
86/08/18ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
به چشمانم قسم خورد که هرگز دروغ نمی گوید و این بزرگترین دروغ او بود |
|
+ نوشته شده در
86/08/18ساعت 2:44 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
می خواهم تا آخر عمر خانه نشین خیال تو باشم. به یاده رفتنت مثل ابرها بغض کنم به نامه های ننوشته ات پاسخ بدهمگريه کردن تا سحر کار من است و از پشت پنجره به آرزوهایت سلام کنم.می خواهم تا انتهای این جاده همچنان بی قرار تو باشم و تمام لحظه ها را به عشق دیدن تو طی کنم.می خواهم با تو از حادثه عبور کنم. کسی را نداشتم تا با او از رازهای کوچک بگویم.از دانه های شبنم بر تیغه های علف کسی را نداشتم تا با او از رازهای بزرگ بگویم... از انچه در دلم می گذرد. |
|
+ نوشته شده در
86/08/10ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
نام بي نشون تو در برگي از دفتر زندگي ام نقش بسته است هنگامي که خواستم تنها نام تو را آتش بزنم برگ برگ زندگي ام سوخت! از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفر کردي
|
|
+ نوشته شده در
86/07/08ساعت 2:44 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
... ببینمت ... بگذشت در فراق شبهای بی شمار هر شب در این امید که ببینمت . نازم به بی نیازیت ای شوخ سنگدل هرگز نشد اسیر بی تمنا ببینمت . منت پذیر قهر و عتاب تواءم ولی می خواستم که بهتر از اینها ببینمت. شب چون به چشم اهل جهان خواب می دود میل تو گرم در دل بی تاب می دود . در پرده نهان دلم جای می کنی گویی به چشم خسته تنی خواب می دود . می بوسمت به شوق و برون می شوم ز خویش چون شبنمی که برگل شاداب می دود.
|
|
+ نوشته شده در
86/07/08ساعت 2:39 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
یادت باشد... بی تو بیدار نخواهم شد و صورتم را در رودخانه های عاشق نخواهم شست بی تو گیتارها گنگ خواهند ماند و بوته های نعناع خشک شد پس یادت باشد بی تو... |
|
+ نوشته شده در
86/07/03ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود يعني فراموشي قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداري از عشق آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟ همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند تنها عقل و قلب در جلسه مادند عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟ قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم |
|
+ نوشته شده در
86/06/26ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
تا وقتي كه تو هستي .. تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست
تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستهاي من است تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان من است تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي من زنده هستم .. براي زندگي كردن با تو
|
|
+ نوشته شده در
86/06/25ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه سرزنش نکن دلم رو بخدا اون یه بیگناهه باز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه اما اشکاتو نگه دارنذار اینجوری بریزه حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی من نگاهت بکنم تا تو چشام عشقو ببینی بدجوری دیوونتم من فکر نکن این اعتراضه همیشه نبودن تو کرده این دلو کلافه میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من میدونم واست یکی شد بودن و نبودن من اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده اما بعد دیدم یه عشقه حد و اندازش زیاده بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد باقیشم بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه سرزنش نکن دلم رو بخدا اون یه بیگناهه |
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 6:26 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
دستاشو مشت کرده بود
پرسیدم توی مشتت چیه؟ گفت:خودت نگاه کن.. دستاشو گرفتم و آروم باز کردم.. توی دستاش چیزی نبود! گفتم چیزی نیست که.. دستامو که توی دستاش بود فشرد گفت:نبود ولی حالا هست دستام گرم شد..... و او لبخند زد. |
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 6:24 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کساني که مشغول دفن من هستيد مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همه بدانند که سياه بخت بودم چشمانم را باز بگذاريد تا همگان بفهمند که چشم انتظار بودم ، دستانم را باز بگذاريد تا همگان ببينند که من از اين دنيا چيزي نبرده ام ،تکه يخي روي سينه ام بگذاريد تا به جاي مادرم برايم گريه کند نامه ي عشقم را بر روي مزارم حک کنيد تا بفهمند که دوستش داشتم بنويسيد که آشفته دل خفته در اين مزار خاموش و گمشده و فراموش....
|
| پیوندهای روزانه |
|
گالری Mp3 & Videos زمزمه های دلتنگی Download Music _-_-_ Mp3 & Videos new music تنهایی بیا تو بعد برو شب درویشان گالری آوریل ..00××شیطونک××00.. گالری همه چی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آینه خودم گالری عکسهای آوریل فیلمهای ..... رقص بارون ^ بزگترین آرشيو موزيک پايتخت^ Download Music _-_-_ Mp3 & Videos |
|
RSS
|