![]() |
![]() |
|
| گالری موزیک 09379654212 |
|
بين حقيقت و رويا يك دنيا فاصله است
حقيقت پيشه چشمام و رويا دست نيافتني حقيقت زندگي من تلخ و روياش شيرين به حقيقت تلخ نزديكم و از واقعيت رويا دور اي شيرين ترين رويا هرگز دست نيافتني نباش آفتاب نماينده حقيقت و شب نماينده روياست پس بيا با هم آفتابي بشيم تا حقيقت روشن شود |
|
+ نوشته شده در
86/06/26ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود يعني فراموشي قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداري از عشق آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟ همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند تنها عقل و قلب در جلسه مادند عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟ قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم |
|
+ نوشته شده در
86/06/26ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
تا وقتي كه تو هستي .. تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست
تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستهاي من است تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان من است تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي من زنده هستم .. براي زندگي كردن با تو
|
|
+ نوشته شده در
86/06/25ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
امتحان عشق * تقدیم به همه ای عاشقان * در جلسه امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید! یک دنیا حرف نا گفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی ... درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود! در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند! و برگه سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش میکشد! عشق تو نوشتنی نیست ... در برگه ام کنار آن قطره یک قلب کوچک می کشم ! وقت تمام است. برگه ها بالا ... |
|
+ نوشته شده در
86/06/25ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
تو را براي تو دوست دارم و زندگي را براي نفس هاي تو
اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم اي کاش مي توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمش ابري مي شد باريدن مي گرفت اي کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم اي کاش مي توانستم يک پرنده باشم و پر مي گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز مي کردم و اي کاش سايه بودم تا نزديک ترين کس به تو مي شدم آري اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم |
|
+ نوشته شده در
86/06/25ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
سلام دوستان !
پس از خرابي هاي متعدد براي وبلاگ فرصتي شد كه يك قالب زيبا رو كه براي ميهن بلاگ ترجمه كرده بودم قرار بدهم . اسم قالب php هست چون بيشتر سايت هايي كه از php استفاده مي كنند اين قالب استفاده مي كنند اين اسم رو داره . اين قالب رو به زودي براي بلاگفا هم ترجمه خواهم كرد . ![]() ديدن قالب در اندازه بزرگتر : اينجا --- دانلود قالب : اينجا |
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 2:52 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
سلام ! چند روز پيش قالبي را به مناسبت ميلاد امام زمان (عج) ساختم كه چون براي روز ميلاد آماده نشد ، قرار دادن اون رو به امروز موكول كردم . اميدوارم ازش به درستي استفاده كنيد .( خيلي قشنگ شده حتما ببينيد . )
![]() لينك دانلود : اينجا -- ديدن قالب در اندازه بزرگتر : اينجا اين اولين قالب مذهبي بود كه من ساختم و مطمئن باشيد باز هم خواهم ساخت |
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 2:50 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 2:49 بعد از ظهر توسط کامران |
|
|
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه سرزنش نکن دلم رو بخدا اون یه بیگناهه باز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه اما اشکاتو نگه دارنذار اینجوری بریزه حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی من نگاهت بکنم تا تو چشام عشقو ببینی بدجوری دیوونتم من فکر نکن این اعتراضه همیشه نبودن تو کرده این دلو کلافه میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من میدونم واست یکی شد بودن و نبودن من اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده اما بعد دیدم یه عشقه حد و اندازش زیاده بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد باقیشم بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه سرزنش نکن دلم رو بخدا اون یه بیگناهه |
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 6:26 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
انتظار واژه ی غریبی است ... |
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 6:25 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
دستاشو مشت کرده بود
پرسیدم توی مشتت چیه؟ گفت:خودت نگاه کن.. دستاشو گرفتم و آروم باز کردم.. توی دستاش چیزی نبود! گفتم چیزی نیست که.. دستامو که توی دستاش بود فشرد گفت:نبود ولی حالا هست دستام گرم شد..... و او لبخند زد. |
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 6:24 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
در دادگاه عشق,سوگندم قلبم بود, وکیلم دلم و حضار,جمعی از عاشقان و دلسوختگان. قاضی,نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس, محکوم شدم به تنهایی و مرگ. کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند: "دوستت دارم برای همیشه |
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 5:47 قبل از ظهر توسط کامران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کساني که مشغول دفن من هستيد مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همه بدانند که سياه بخت بودم چشمانم را باز بگذاريد تا همگان بفهمند که چشم انتظار بودم ، دستانم را باز بگذاريد تا همگان ببينند که من از اين دنيا چيزي نبرده ام ،تکه يخي روي سينه ام بگذاريد تا به جاي مادرم برايم گريه کند نامه ي عشقم را بر روي مزارم حک کنيد تا بفهمند که دوستش داشتم بنويسيد که آشفته دل خفته در اين مزار خاموش و گمشده و فراموش....
|
| پیوندهای روزانه |
|
گالری Mp3 & Videos زمزمه های دلتنگی Download Music _-_-_ Mp3 & Videos new music تنهایی بیا تو بعد برو شب درویشان گالری آوریل ..00××شیطونک××00.. گالری همه چی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آینه خودم گالری عکسهای آوریل فیلمهای ..... رقص بارون ^ بزگترین آرشيو موزيک پايتخت^ Download Music _-_-_ Mp3 & Videos |
|
RSS
|